فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
182
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىكند به كار مىبردند . گذشته از تصاويرى كه از آنها سخن گفتيم و همگى كفشهائى از نوع صندل برپا داشتند و به دستور سفير نقاشى كه همراه وى بود از آنها تصاويرى كشيد ، به دستور وى همين صورتگر تصاويرى مدادى از چهار صورت از تصاوير گروهى واقع در پلكان قلمى كرد . يكى از اين تصاوير از مردى عادى بود با قدى كوتاه . اين مرد نيمتنهاى تنگ كه تا وسط ساق پايش مىرسيد و روى آن نيز لباسى كوتاهتر از آن با آستينهاى بسيار گشاد و تا مچ دست دربر داشت . اين لباس رفتهرفته تنگ مىشد و به دنبالهء تيزى ختم مىگشت . اين مرد پاپوش يا بعبارت بهتر نيم چكمههائى برپا داشت كه تا بالاى قوزك مىرسيد و بر سر كلاهى به شكل سر انسان داشت كه از زير همهء دايرهء محيطى دهانهء آن پيدا بود . مويهاى پشت سر اين مرد بسيار دراز بود بطورىكه نيمى از گردنش را مىپوشانيد . ريشش دراز نبود بلكه همانند ريش مردانى بود كه دم اسب و چتر آفتابى را حمل مىكردند . اين مرد حلقهاى آهنين بر دست داشت ، همچون حلقههايى مزين و بسيار عالى كه بر صندوق يا ميزهاى غذاخورى كوچك براى انتقال از جائى به جائى مىنهند . دو انتهاى هر حلقه كه با ميخ به يكديگر متصل شده بودند همانطور كه امروز هم به جهت تنوع دستهها و چفت و بستهاى آهنين عمل مىكنند به شكل سر مار بود . مرد ديگرى بالاپوشى آستين گشاد بر تن داشت كه تا نيمهء رانها مىرسيد . بازوها و ساقهايش برهنه بود . روى بالاپوش كمربندى از پارچهء تاب داده بسته بود . كلاهش به شكل مرد پيشين بود . جز اينكه در پشت سر از زير كلاه نوارى بسيار پهن آويخته بود كه به شكل صليب يا نيمدايره گردن را مىپوشانيد . شكلى كه در كلاههاى حاكمان قديم امپراطوران رومية الصغرى در ايتاليا و افريقا يا ينىچريهاى جديد مشاهده مىشود . ريش و موى اين مرد شبيه ديگران بود و در هر دست چكشى دو سر داشت همانند تخماقهاى نجاران يا سنگتراشان و مجسمهسازان . لباس مرد سوم شبيه مرد نخستين بود . با همان شكل و وضع او و با همان نوع ريش